تبليغاتX
کمپین در زاهدان

کمپین در زاهدان




تو به خود نگاه می کنی
آينه سياه می کنی
پرده بر ترانه می کشی
پنجره تباه می کنی
من ، ستاره آه می کشم
دست روی ماه می کشم
نوازشِ نسيم می کنم
روی شب نگاه می کشم
تو، با گلوله و من، با گل
تو، با شليک و من، با آواز
تو، زردِ نفرت، کبودِ کين
من، سرخِ عشق و سبزِ پرواز
کسبِ تو، قتلِ گل و شبنم
اعدامِ باد و نور و دريا
کارِ من کشتِ چراغ و دف
تيمارِ رنگ و رقص و رويا!
ميعادگاهِ ما:
انسان و آبادی
تاريخِ آينده
ميدانِ آزادی!


ايرج جنتی عطايی




+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 21:16  توسط  

 

 

من چه بگویم از این رنگی دنیا که سهم من از رنگ هایش محدود میشود به چند رنگ تیره و تنها دلخوش نگاه به رنگ هایش و بس .. چه بگویم از آن بنفش سیر که دلم می خواهد با یاسی شالی هماهنگش کنم ..اما تنها همان چشم ها و نگاه کفایت می کند که باز داردم از این کار .. چقدر دلم آن سبز روشن را می خواهد که به رویش قرمز گلی را بپاشم و بعد سرمست از این همه زنده بودن به تمامی آدم ها لبخند بزنم ..اما باز نگاه ها و این بار لب هایی که به زمزمه های زهر آلودی بهم می خورند.. منصرفم می کنند از هر آنچه بهاری بودن است .. چقدر قرمز است این رنگ ها برای من و چه زود عوض می شویم با آن ها در هر مکان! اما هنوز باور دارم به روزهای خوب نیامده با هر چه دوری است.

 

دوستان همت نمی کنند ، برای بروز کردن اینجا .. کاش دوباره همان جمع صمیمی قبل بوجود آید!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 10:4  توسط   | 

 

 

آغاز رسمی اولین جلسات کمپین در زاهدان با حضور خانم محبوبه حسین زاده دیروز برگزار گردید . در واقع این جلسه به عنوان رسمیت یافتن ما به عنوان فعالان این کمپین در زاهدان بود . پیش از این نیز ما جلساتی را پیرامون بررسی موارد ذکر شده در دفترچه های کمپین، بهار و تابستان گذشته  تشکیل دادیم.

اما به هر حال این جلسه بیشتر برای این بود تا ما نیز هم گام با دیگران برای خواستن آنچه حق ماست که داشته باشیم قاطعانه تر تلاش کنیم ..می دانیم که مسیری سخت پیش روی ماست ولی تنها قدم های استوار ، محکم و در کنار هم این راه  را برایمان سهل می کند ...

به امیدی اینکه تمامی زنان سرزمین مان به آرامش و امنيت برسند .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 12:57  توسط   |